تبلیغات
دکترمحمدپورپناهی گل تپه
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

محمد پورپناهی کل تپه

ارتباط سیاست و ورزش


جایگاه ورزش در فضای اجتماعی جوامع مدرن به طور روزافزونی اهمیت یافته است. عوامل متعددی در این پدیده دخیل بوده¬اند که از جمله می¬توان به گسترش رسانه¬های جمعی، فراگیر شدن و افزایش اوقات فراغت، گسترش شبکة ارتباطات بین¬شهری، افزایش تعداد و حجم فضاهای حضور دسته¬جمعی تماشاچیان و توجه روز افزون به مسائل مربوط به سلامت که ارتباط آن با ورزش امری بدیهی شمرده می¬شود، اشاره کرد.

 

یکی از نتایج این دگرگونی، رشدی چشمگیر در امکانات بالقوة نهفته در پدیدة ورزش است برای بسیج مردمی: خواه این بسیج در شکل عملی خود مانند حضور مردم در ورزشگاه¬ها به عنوان تماشاچی تبلور پیدا کند و خواه به شکل بسیج احساسات عمومی به هنگام ابراز خرسندی از یک پیروزی ورزشی و یا اعلام نارضایی از یک شکست. مسلم است که یک چنین توان بسیجی هیچیک از حوزه¬های عمل انسانی را که وجودشان به طور مستقیم یا غیرمستقیم به رویکرد جمع¬های گسترده بسته است، بی¬تفاوت نمی¬گذارد. از آن جمله است رویکرد بنگاه¬های اقتصادی به ورزش و استفاده از آن برای تبلیغ کالاهای خویش یا توجه سیاستمداران به ورزش برای پیشبرد اهدافشان. توجه سیاسی به ورزش از طریق تجزیه و تحلیل این توان بسیج قابل درک نمی¬باشد.


به عبارت دیگر توجه سیاسی به ورزش از سویه¬ها و لایه¬های متعددی برخوردار است که درک و شناخت آن را از فی¬المثل توجه اقتصادی به ورزش پیچیده¬تر می¬کند. بنگاه¬های اقتصادی از ورزش استفاده تبلیغاتی می¬کنند و ورزش از آنها برای بهبود امکاناتش سود می-برد. فارغ از این وجه، توجه اقتصادی به ورزش فقط در چارچوب تبدیل شدن باشگاه¬های ورزشی به بنگاه¬های اقتصادی تمام عیار ارزش مطالعه دارد. همین امر در مورد استفاده حرکت¬های نوعدوستانه و بشر دوستانه از ورزش نیز صادق است. این حرکت¬ها از ورزش برای عمومی کردن برنامه¬های خود، و جلب توجه هر چه گسترده¬تر استفاده می¬کنند و ورزش نیز با درگیر کردن خود در این نوع حرکت¬ها، چهره مخدوش شده خود به واسطة همسویی زیاده از حدش با اقتصاد را تا حدی پاک می¬کند. اما در ارتباط ورزش و سیاست وضع به گونه دیگری است.


در اینکه سیاستمداران از ورزش برای شناساندن خود به عموم و جلب نظر آنان استفاده می¬کنند شکی نیست و همین طور در بهره¬برداریِ متولیان ورزش از سیاستمداران برای رفع موانعی که در مقابل¬شان قرار می¬گیرد. اما این ماجرا فقط به این ارتباط دو سویه محدود نمی¬ماند. دلیل اصلی این ارتباط گسترده وجود قطب سومی است در رابطة سیاست و ورزش. در واقع هم در ارتباطی که اقتصاد با ورزش ایجاد می¬کند و هم در ارتباطی که حرکت¬های نوعدوستانه با ورزش برقرار می¬سازند، خیل عظیم تماشاچیان فقط نقشی منفعل دارند.

 

 اما در رابطه¬ای که میان سیاست و ورزش برقرار می¬شود، این گروه می¬تواند نقشی فعال نیز ایفا کند. وجود همین قطب سوم بالقوه فعال استفاده سیاسی از ورزش را به امر خطیری تبدیل می¬کند که می¬تواند هر آن علیه کسانی به کار گرفته شود که امیدِ انتفاع از این ارتباط را دارند. خواه این دولت¬ها باشند که بخواهند از خصلت بسیج¬کنندة ورزش برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده ببرند، اهدافی که نتوانسته¬اند با عملکرد مثبت خود به آن دست یابند، خواه این نیروهای منتقد دولت باشند که بخواهند به عوض سعی و تلاش در بسیج سیاسی حول برنامه¬ها و اهداف روشن، با برانگیختن عواطف ایجاد شده در ارتباط با ورزش قدرت خویش را به کرسی بنشانند. نکتة اصلی آن است که فراخواندن خیل عظیم علاقمندان به ورزش بهر مداخله در سیاست، می¬تواند حضور این افراد را در صفِ مقدم سیاست نیز به دنبال بیاورد و نه فقط حضوری ثانوی پشتِ خواسته¬های این یا آن گروه سیاسی.

 
به همین دلیل است که ارائه یک ارزیابی دقیق از ارتباط سیاست و ورزش از جمله مستلزم شناخت اجتماعی و فرهنگی افرادی است که به نحو پیوسته¬ای در زمرة علاقمندان به مسابقات ورزشی قرار دارند و نیز مستلزم درک گونه¬شناسی ساختاری نوع بسیجی که از این طریق شکل می¬گیرد ـ به عنوان مثال توده¬وار بودنش ـ و دست آخر مستلزم درکِ محدودیت این نوع بسیج است در بازتاب دادن سویه¬های مهمی از سیاست.




ن : محمد پورپناهی گل تپه
ت : یکشنبه 5 آذر 1396



جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.